![]() |
![]() |
|
|
سلام به خوب و بدای روزگار
اولش گفتم زیاد سخت نیست دونفره زندگی کردن و رفتم تو فازش ! اما هی که رفتم جلو دیدم نخیر انگار که این این بله گفتن با بله های قبلی کلی فرق داره و اونقد مارو پابند ریز ودرشتیاش کرده که ......... اینم از آدمی که فکر میکرد میشه دوتا شد و در عین جفت داشتن رها بود.... آره دیگه روزگار ما هم شده سر وکله زدن با خلایق وسلائق . صبح که میشه میریم شبم اگر که قسمت باشه برمیگردیم ٬والا نوش جانم جاده تکراری اینجا تا اونجا دوساعت..و الباقی...... بعد مدتی برا کار اومدم کافی نت گفتم یه سری هم بزنم به پاتوق خاطره های خاک خورده راستش دلم خیلی وقتا که میگیره یا گهگاهی که خوشی قلقلکم میده هوای نت میکنه اما چه بگم که تو این خراب شده یا وقت نیست یا نت.... بهرحال من که وقت نظر دادن گیرم نیومدو بازم چاره ای ندارم جز اینکه بگم ببخشید به بزرگیه خودتون باشه که بشه بازم بیام و..... آرزوم شادیه وخوشی و موفقیت برا همه دوستای خوبی که واقعا دلم هواشونو کرده... بازم٬٬٬٬٬ وقت رفتن آمد و بی توشه ام هنگام کوچ سر به زانو از گناهانی که کردم وقت عیش ------------------------------------------------ راستی بابت پیست قبلی شرمنده ... مهر شرکت بود که از ناچاری گفتم بزنن تو وب تا بتونم ببینم ...الانم که دیگه فوت شد ونیستش بای |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 16:21 توسط حسین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
بن بست خاطره ها بن بست خوشی من واو آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|